السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

102

تفسير الميزان ( فارسي )

محكمات و متشابهات تقسيم نموده ، محكمات آن را « أُمِّ الْكِتابِ » خوانده كه برگشت متشابهات هم به آنهاست و فرموده : « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ » « 1 » و نيز فرموده : « وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه أَعْجَمِيٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » « 2 » . * ( « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِه لَمِنَ الْغافِلِينَ » ) * راغب در مفردات مىگويد : كلمه « قص » به معناى دنباله جاى پا را گرفتن و رفتن است ، و جمله « قصصت اثره » به معناى « رد پاى او را دنبال كردم » است و اين كلمه به معناى خود اثر هم هست ، مانند آيه « فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً » و آيه « وَقالَتْ لأُخْتِه قُصِّيه » و « قصص » به معناى اخبار تتبع شده نيز آمده مانند آيه « لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ » و آيه « فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ » و جمله « قَصَّ عَلَيْه الْقَصَصَ » و جمله * ( « نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ » ) * « 3 » . پس « قصص » به معناى قصه و * ( « أَحْسَنَ الْقَصَصِ » ) * بهترين قصه و حديث است ، و چه بسا بعضى گفته باشند كه كلمه مذكور مصدر و به معناى اقتصاص ( قصه سرايى ) است ، و هر كدام باشد صحيح است ، چه اگر به معناى اسم مصدر ( خود داستان ) باشد ، داستان يوسف بهترين داستان است ، زيرا اخلاص توحيد او را حكايت نموده و ولايت خداى سبحان را نسبت به بنده اش مجسم مىسازد ، كه چگونه او را در راه محبت و سلوك راهش تربيت نموده ، از حضيض ذلت به اوج عزت كشانيد ، و دست او را گرفته از ته چاه اسارت و طناب بردگى و رقيت و زندان عذاب و شكنجه به بالاى تخت سلطنت بياورد . و اگر به معناى مصدر ( قصه سرايى ) باشد باز هم سرائيدن قصه يوسف به آن طريق كه قرآن سروده بهترين سرائيدن است ، زيرا با اينكه قصه اى عاشقانه است طورى بيان كرده كه ممكن نيست كسى چنين داستانى را عفيفتر و پوشيده تر از آن بسرايد . معناى آيه - و خدا داناتر است - اين است : ما با وحى اين قرآن بهترين قصه ها را برايت مىسرائيم ، و تو قبل از سرائيدن ما نسبت به آن از غافلين بودى .

--> ( 1 ) او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد پاره اى از آن محكمات است كه ام الكتابند ، و پاره اى ديگر متشابهات . سوره آل عمران ، آيه 7 . ( 2 ) و به تحقيق ما مىدانيم كه آنها مىگويند قطعا بشرى به او مىآموزد و حال آنكه زبان آن كس كه منظور ايشان است شكسته است ، و اين زبانى است عربى آشكار . سوره نحل ، آيه 102 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « قصص » .